![]() |
![]() |
|
| رسانه و جهان مجازی |
|
آيا اين عكس را مي شناسيد؟ عكسي كه در سال 1994 گرفته شد و تمام دنيا را در شوك فروبرود! اين عكس كه در آن يك لاشخور منتظر مرگ يك كودك است سمبل گرسنگي آفريقا شد. در آنزمان دهها هزار آفريقايي در سومالي از گرسنگي مرده بودند. عكس در سال 94 تنها در يك كيلومتري كمپ امداد سازمان ملل توسط روزنامه نگاري به نام كوين كارتر گرفته شد و جايزه پوليتزر را برد. آيا مي دانيد چه بر سر كودك آمد؟ اين را كه چه بر سر كودك آمد كسي نمي داند. كوين كارتر عكاس نيز بعد از بازگشت از سومالي مدتي به دنبال كودك سوژه عكس بود اما تلاشش بي نتيجه بود. كوين كارتر كه بعد از بازگشت از سومالي ديگر آن فرد سابق نبود سه ماه بعد بخاطر وضعيت بسيار بد روحي خودكشي كرد. به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار تركيه بنقل از روزنامه حريت، چند مأمور سازمان ملل نيز كه به دنبال اين كودك مي گشتند در نهايت او را پيدا نكردند و از ادامه كار منصرف شدند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم دی 1389ساعت 22:44 توسط سجاد صالحی |
|
از حاضران در این جلسه که از ساعت 19 در تالارایوان شمس آغاز شد میتوان به جمعی از عوامل فیلم همچون؛ رضا کریمی (کارگردان)، محمود کلاری (مدیر فیلمبرداری)، مهتاب کرامتی-حامد بهداد و بهرام رادان (بازیگران) اشاره کرد.همچنین در میان مهمانان حاضر در جلسه میتوان به چهرههای مطرحی از جمله ؛حسن بیادی(عضور شورای شهر تهران)، همایون اسعدیان،محمد مطیع، لادن طباطبایی، مجید صالحی، قطب الدین صادقی،امیر قادری، سعید قطبی زاده، تینا پاکروان، و جمعی دیگر از عوامل و تعدادی از منتقدان سینما اشاره داشت. در ابتدا و قبل از نمایش فیلم، یکی از حامیان مالی مراسم (اسپانسر!) از رضا کریمی، کلاری، کرامتی، رادان و بهداد با اهدا جوایزی تقدیر کرد. این جوایز توسط شیث رضایی بازیکن تیم پرسپولس اهدا شد. بهرام رادان در هنگام دریافت جایزه خود گفت: «فیلم «آدمکش» تجربه بسیار خوبی بود و یک کار جدی با گروهی حرفهای بود که نتیجه آن رضایت بخش است.» حامد بهداد نیز عنوان کرد: «خوشحالم در این فیلم حضور داشتم. این فیلم تجربه خوبی بود که در کنار استاد قطبالدین صادقی باشم که پیش از این در دانشگاه یکی از شاگردان وی بودم.» مهتاب کرامتی نیز از عوامل فیلم تشکر کرد. ![]() اما در بخش نمایش فیلم «آدمکش» مشکلاتی وجود داشت و این فیلم با کیفت صدای پایینی در سالن به نمایش در آمد. به طوری که بخشی از دیالوگ برای مخاطبین کاملا نامفهوم بود. ادم کش به زودی در سینماهای تهران به اکران میرسد. ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم دی 1389ساعت 22:37 توسط سجاد صالحی |
|
|
گلشیفته فراهانی در برنامه "شبی با داریوش مهرجویی" دردانشگاه لس آنجلس
شبی با داریوش مهرجویی» نام برنامه ای بود که به همت بخش مطالعات خاورنزدیک دانشگاه لس آنجلس و به افتخار این فیلمساز
سرشناس ایرانی برگزار شد. پس از نمایش فیلم «درخت گلابی» ازساخته های سال ۱۹۹۸ این فیلمساز، او و بازیگر نقش اول فیلم،
گلشیفته فراهانی به پرسش های حاضران در مورد این فیلم و مسائل مربوط به سینمای ایران، مشکلات تهیه فیلم در ایران و مشکل
سانسور پاسخ دادند.
تازه ترین فیلم این فیلمساز، «سنتوری» با توقیف جنجال برانگیز همراه بود که به دنبال آن ،گلشیفته فراهانی بازیگر نقش اول این
فیلم پس از بازی درفیلم هالیوودی «مجموعه دروغ ها» به کارگردانی ریدلی اسکات ظاهرا تصمیم به مهاجرت از ایران گرفت.
این نخستین بار است که گلشیفته فراهانی، پس از حضور بدون روسری بر روی فرش قرمز فیلم «مجموعه دروغ ها» در یک
مکان عمومی حضور پیدا می کند
گلشیفته دربخش پرسش و پاسخ پس از اتمام نمایش فیلم «درخت گلابی» به دعوت داریوش مهرجوئی به روی صحنه آمد
و مورد تشویق شدید حاضران قرار گرفت، سپس حاضران با استفاده از حضور او درسالن به گرفتن عکس و طرح سئوالات
مختلف از او پرداختند.
گلشیفته فراهانی در مقابل این سئوال که آیا او درغرب خواهد ماند و یا اینکه به ایران باز خواهد گشت به حاضران گفت:« آدم از فردا هیچ خبری ندارد. شاید این حرف کمی فلسفی باشد ولی من کلا در زندگی سعی می کنم به فردا فکر نکنم. در واقع مسئله ای که برای من پیش آمد به خاطر رفتن روی فرش قرمز بدون روسری بود که شاید اولین باری بود که بعد از انقلاب یک هنرپیشه زن ایرانی این کار را می کرد. مسئله این است که من کارغیرقانونی نکردم و قوانین هر کشوری تا آنجایی که مرزهای آن کشور هستند معنی دارند ولی بعد از آن دیگر معنی و مفهومی ندارد و همانطور که مهمان هایی که به ایران می آیند روسری سر می کنند ما هم می توانیم از ایران که بیرون آمدیم روسری سرمان نکنیم.»
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 11:14 توسط سجاد صالحی |
|
|
روانشناسی ابرو
در اینجا به چند شکل از ابروها و رابطه آنها با شخصیت افراد اشاره می شود:
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 15:28 توسط سجاد صالحی |
|
|
تشنهام،خورشيد ميخواهم
نامهات كه به دستم رسيد،من خواب بودم؛ نامهات بيدارم كرد. نامهات ستارهاي بود كه نيمهشب در خوابم چكيد و ناگهان ديدم كه بالشم خيس هزار قطره نور است. دانستم كه تو اينجا بودهاي و نامه را خودت آوردهاي. رد پاي تو روشن است. هر جا كه نور هست، تو هستي، خودت گفتهاي كه نام تو نور است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 17:43 توسط سجاد صالحی |
|
|
رؤیــا دیشب رؤیایی داشتم: خواب دیدم بر روی شنها راه میروم با خودِ خداوند و بر روی پردۀ شب تمام زندگیم را، مانند فیلمی دیدم ! همانطور که به گذشتهام نگاه میکردم دو رد پا بر روی پرده ظاهر شد ! یکی مال من و دیگری از آنِ خداوند ! راه ادامه یافت تا تمام روزهای تخصیصیافته خاتمه یافت . آنگاه ایستادم و به عقب نگاه کردم ؛ در بعضی جاها فقط یک ردِپا وجود داشت ......... اتفاقاً آن روزها مطابق با سختترین روزهای زندگیم بود روزهایی با بزرگترین رنجها و ترسها و تردیدهاو ....... آنگاه از خدا پرسیدم: خداوندا ! تو به من گفته بودی که در تمام روزهای زندگی با من خواهی بود و من پذیرفتم که با تو زندگی کنم ! خواهش میکنم به من بگو چرا در آن روزها مرا تنها گذاشتی ؟ خداوند پاسخ داد: فرزندم تو را دوست دارم و به تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت حتی برای لحظهای ! و من چنین نکردم هنگامی که آن روزها یک ردِّپا بر روی شنها دیدی این من بودم که تو را بر دوش کشیده بودم ! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 17:38 توسط سجاد صالحی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 17:33 توسط سجاد صالحی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 9:5 توسط سجاد صالحی |
|
ادامه مطلب |
|||
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:18 توسط سجاد صالحی |
|
ادامه مطلب |
|||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:42 توسط سجاد صالحی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
ادبی sajadtv آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1389 بهمن 1387 شهریور 1387 تیر 1387 بهمن 1386 دی 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
جهان مجازی رسانه هنر مقالات ادبی |
| پیوندها |
|
خصوصیات مردان و زنان |
|
RSS
|