![]() |
![]() |
|
| رسانه و جهان مجازی |
|
گلشیفته فراهانی در برنامه "شبی با داریوش مهرجویی" دردانشگاه لس آنجلس
شبی با داریوش مهرجویی» نام برنامه ای بود که به همت بخش مطالعات خاورنزدیک دانشگاه لس آنجلس و به افتخار این فیلمساز
سرشناس ایرانی برگزار شد. پس از نمایش فیلم «درخت گلابی» ازساخته های سال ۱۹۹۸ این فیلمساز، او و بازیگر نقش اول فیلم،
گلشیفته فراهانی به پرسش های حاضران در مورد این فیلم و مسائل مربوط به سینمای ایران، مشکلات تهیه فیلم در ایران و مشکل
سانسور پاسخ دادند.
تازه ترین فیلم این فیلمساز، «سنتوری» با توقیف جنجال برانگیز همراه بود که به دنبال آن ،گلشیفته فراهانی بازیگر نقش اول این
فیلم پس از بازی درفیلم هالیوودی «مجموعه دروغ ها» به کارگردانی ریدلی اسکات ظاهرا تصمیم به مهاجرت از ایران گرفت.
این نخستین بار است که گلشیفته فراهانی، پس از حضور بدون روسری بر روی فرش قرمز فیلم «مجموعه دروغ ها» در یک
مکان عمومی حضور پیدا می کند
گلشیفته دربخش پرسش و پاسخ پس از اتمام نمایش فیلم «درخت گلابی» به دعوت داریوش مهرجوئی به روی صحنه آمد
و مورد تشویق شدید حاضران قرار گرفت، سپس حاضران با استفاده از حضور او درسالن به گرفتن عکس و طرح سئوالات
مختلف از او پرداختند.
گلشیفته فراهانی در مقابل این سئوال که آیا او درغرب خواهد ماند و یا اینکه به ایران باز خواهد گشت به حاضران گفت:« آدم از فردا هیچ خبری ندارد. شاید این حرف کمی فلسفی باشد ولی من کلا در زندگی سعی می کنم به فردا فکر نکنم. در واقع مسئله ای که برای من پیش آمد به خاطر رفتن روی فرش قرمز بدون روسری بود که شاید اولین باری بود که بعد از انقلاب یک هنرپیشه زن ایرانی این کار را می کرد. مسئله این است که من کارغیرقانونی نکردم و قوانین هر کشوری تا آنجایی که مرزهای آن کشور هستند معنی دارند ولی بعد از آن دیگر معنی و مفهومی ندارد و همانطور که مهمان هایی که به ایران می آیند روسری سر می کنند ما هم می توانیم از ایران که بیرون آمدیم روسری سرمان نکنیم.»
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 11:14 توسط سجاد صالحی |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 11:12 توسط سجاد صالحی |
|
|
روانشناسی ابرو
در اینجا به چند شکل از ابروها و رابطه آنها با شخصیت افراد اشاره می شود:
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 15:28 توسط سجاد صالحی |
|
|
عكس هاي حيرت انگيز و خلاقانه عكاس چيني عكاسي، هنر سرگرمكنندهايه كه هركسي با هر دوربيني رو ميتونه سرگرم كنه ولي درعينحال وقتي كه با ايدههاي غيرمتعارف و متفاوت آدمهاي خلاق،مخلوط بشه، ميتونه بسيار چالشانگيز باشه. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 15:9 توسط سجاد صالحی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 15:3 توسط سجاد صالحی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 14:54 توسط سجاد صالحی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 14:32 توسط سجاد صالحی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 14:22 توسط سجاد صالحی |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 17:35 توسط سجاد صالحی |
|
|
شعری از شاعر اهل بیت آغاسی به مناسبت میلاد با سعادت امیر المومنین امام علی بن ابی الطالب(ع):
شيعه يعني عشق بازي با خدا شيعه يعني صد بيابان جستجو شيعه يعني تيغ ،تيغ مو شکاف شيعه يعني عدل و احسان و وقار شيعه يعني شوق يعني انتظار شيعه يعني سالک پا دررکاب چشم ما سرشار آب و آتش است در پي زيبا رخي لوليوش است گريه ما حق حق ما ، حق حق است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 16:47 توسط سجاد صالحی |
|
|
تشنهام،خورشيد ميخواهم
نامهات كه به دستم رسيد،من خواب بودم؛ نامهات بيدارم كرد. نامهات ستارهاي بود كه نيمهشب در خوابم چكيد و ناگهان ديدم كه بالشم خيس هزار قطره نور است. دانستم كه تو اينجا بودهاي و نامه را خودت آوردهاي. رد پاي تو روشن است. هر جا كه نور هست، تو هستي، خودت گفتهاي كه نام تو نور است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 17:43 توسط سجاد صالحی |
|
|
رؤیــا دیشب رؤیایی داشتم: خواب دیدم بر روی شنها راه میروم با خودِ خداوند و بر روی پردۀ شب تمام زندگیم را، مانند فیلمی دیدم ! همانطور که به گذشتهام نگاه میکردم دو رد پا بر روی پرده ظاهر شد ! یکی مال من و دیگری از آنِ خداوند ! راه ادامه یافت تا تمام روزهای تخصیصیافته خاتمه یافت . آنگاه ایستادم و به عقب نگاه کردم ؛ در بعضی جاها فقط یک ردِپا وجود داشت ......... اتفاقاً آن روزها مطابق با سختترین روزهای زندگیم بود روزهایی با بزرگترین رنجها و ترسها و تردیدهاو ....... آنگاه از خدا پرسیدم: خداوندا ! تو به من گفته بودی که در تمام روزهای زندگی با من خواهی بود و من پذیرفتم که با تو زندگی کنم ! خواهش میکنم به من بگو چرا در آن روزها مرا تنها گذاشتی ؟ خداوند پاسخ داد: فرزندم تو را دوست دارم و به تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت حتی برای لحظهای ! و من چنین نکردم هنگامی که آن روزها یک ردِّپا بر روی شنها دیدی این من بودم که تو را بر دوش کشیده بودم ! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 17:38 توسط سجاد صالحی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 17:33 توسط سجاد صالحی |
|
|
پيامهاي بازرگاني ؛ تأمين آتيه فرزندان!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 17:49 توسط سجاد صالحی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 9:5 توسط سجاد صالحی |
|
ادامه مطلب |
|||
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:18 توسط سجاد صالحی |
|
ادامه مطلب |
|||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:42 توسط سجاد صالحی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
ادبی sajadtv آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 بهمن 1386 دی 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
جهان مجازی رسانه هنر مقالات ادبی |
| پیوندها |
|
خصوصیات مردان و زنان |
|
RSS
|